محمدجواد فضل الله ( مترجم : سيد محمد صادق عارف )
28
الامام الرضا ( ع ) تاريخ و دراسة ( تحليلى از زندگانى امام رضا ع ) ( فارسي )
به ابى بكر بن عيّاش گفته شد : تو كه جعفر را ديدهاى چرا از او حديث فرانگرفتهاى ؟ در پاسخ گفت : من درباره احاديثى كه روايت مىكند ، از او پرسيدم آيا چيزى از اينها را از كسى سماع كردهاى ؟ گفت نه و ليكن رواياتى است كه از پدرانم نقل مىكنم « 1 » . گويا ابن سعد روايات امام صادق عليه السّلام را به اين سبب تضعيف كرده است ، كه چون برخى از احاديث آن حضرت از طريق اخذ از كتابهاى پدرش مىباشد ، و از طريق سماع نيست ، و در مجموع دانسته نمىشود ، كه كدام يك از طريق قراءت ، و كدام به نحو سماع مىباشد ، ناگزير بايد همه آنها طرح شود ، امّا اين تعليل نمىتواند او را معذور بدارد ، زيرا در بسيارى از روايات ، كه امام عليه السّلام از پدرانش نقل فرموده ، تصريح به سماع شده ، و ذكر شده است كه پدرش از پدرانش براى او حديث كردهاند ، لذا معلوم نيست ابن سعد با چه دليلى اينگونه روايات را طرح مىكند ! ! اين كه ابن سعد كثرت احاديث امام عليه السّلام را تقريبا علّت عدم استناد و استدلال به آنها قرار داده است ، نيز قابل فهم و توجيه نيست ، زيرا اگر چنين علّتى مقبول باشد ، بر ابن سعد است كه از استناد به احاديث ابى هريره و امثال او خوددارى كند ، زيرا روايات اينها از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله خيلى بيشتر است از احاديث آن گروه از اصحاب ، كه زيادتر از ديگران با آن حضرت در تماس و بيشتر از همه با او طول مصاحبت داشتهاند ، ولى چه بايد كرد ، هنگامى كه كارها با ديده تعصّب سنجش شود ، حساب از دست حسابگر بهدر مىرود . بديهى است سخن ابن سعد و ابى بكر بن عيّاش ، به امام صادق عليه السّلام زيانى نمىرساند ، و كلام يحيى بن سعيد در آن هنگامى كه اشاره به حديث امام صادق عليه السّلام مىكند مىگويد : « من از حديث او در دل خود چيزى را احساس مىكنم » گردى بر دامن آن حضرت نمىنشاند ، و بىگمان اگر اين روايات ، نقل از ابى هريره و معاويه و مروان بود ، در عاليترين درجه وثاقت تلقّى مىشد ، ولى نقص روايات امام صادق عليه السّلام اين است كه نقل از پدرانش مىباشد و يا از صحيفههايى است ، كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به دست آنها رسيده است . بارى سخنان اينها دلالت دارد بر اين كه ، روايات امام صادق عليه السّلام از پدرانش ، يا از طريق سماع و يا از راه قراءت صحيفههاى آنها بوده است ، و امام عليه السّلام هرگز حديثى جز از
--> ( 1 ) - تهذيب التهذيب : ج 2 ص 103 .